کسانی که اهدافشان را با دیگران در میان می گذارند در همان قدم اول شکست می خورند دلیلش را هم بعد از مطالعه ی این مقاله خواهی دانست . پس بیشتر از این وقت ارزشمندتان را نمی گیرم و شما را دعوت به مطالعه ی مقاله ی “چرا نباید اهدافمان را به دیگران بگوییم “میکنم .
فهرست مطالب
چرا اهدافمان را به کسی نگوییم؟
نسل های قبل از ما معتقد بودند که نباید اهداف را به دیگران گفت، چون چشممان می زنند . و زمانی که کمی علمی به این موضوع نگاه می کنیم می بینیم که حرف آنها درست بوده است . علم ثابت کرده است که گفتن اهداف به دیگران می تواند باعث شود به اهدافمان نرسیم! بیایید کمی دقیق تر، ریز تر و علمی تر به این ماجرا نگاه کنیم ، نه خرافی !
در زمان اشتراک گذاری اهداف، اتفاق جالبی که می افتد،مغز شما تصورسازی میکند و آینده روشن را متصور می شود حتی می توانید صدای موفقیت را بشنوید و احساس آن را تجربه کنید. که این به علت ترشح زیاد اندروفین در بدن است. ضمیر ناخودآگاه قدرت تشخیص واقعیت و رویا را در این زمان ندارد مانند زمانی که به یک گوجه سبز فکر می کنید و بزاق شما ترشح می شود.
زمانی که فردی هدفش را به دیگران می گوید با دو نوع واکنش روبرو می شود :
واکنش اول : اگر اهدافمان را به دیگران بگوییم تحقیر می شویم !
بهترین نوع واکنش تحقیر شدن است . زمانی که ما هدفمان را با شخصی در میان می گذاریم آن فرد ممکن است ما را تحقیر کند و باعث شود ما احساس سر خوردگی نسبت به خودمان پیدا کنیم و هدفمان را رها کنیم . دلیلش هم این است که خیلی از افراد دستاورد ها را برای تایید شدن توسط دیگران می خواهند و زمانی که ببینند این دستاورد نظر آنها را جلب نمی کند دست به آن کار نخواهند زد . همانطور که گفتم این احساس حقارت قسمت خوب ماجراست ، قسمت بد ماجرا زمانی رخ می دهد که آن فرد ما را تشویق کند .
واکنش دوم : اگر هدفمان را به شخصی بگوییم تشویق خواهیم شد
مغز ما اساسا فرق بین واقعیت و تصویر ذهنی را نمی داند . بگذارید برایتان مثالی بزنم : « بعد از خواندن این مثال چشمانتان را ببندید و در ذهن خود گوجه سبزی را تصور کنید ، این گوجه سبز بسیار ترش است و شما به آن نمک می زنید و یک گاز از این میوه ترش می زنید . » آب دهنتان راه افتاد ؟ بله . جالب است که بدانید اسید معده شما هم فعال شده است و آنزیم هایی نیز در روده تان آماده هضم این میوه شده اند ؛ اما خبری از گوجه سبز نیست ، تمامش یک تصویر ذهنی بود . حالا بهتر متوجه این موضوع شدید که ذهن ما فرق بین واقعیت و تصویر ذهنی را نمی داند !
زمانی که ما به اهدافی مثل خانه ، ماشین ، بیزینس و در کل موفقیت واقعی می رسیم خوشحال خواهیم شد و یک حس شادمانی رسیدن به هدف در ما بوجود خواهد آمد . این حالت حاصل فعل و انفعالات درون بدن ما می باشند و باعث حس خوش در ما می شوند .
زمانی که ما به اطرافیانمان می گوییم من هدفم این است که فلان ماشین را بخرم و یا فلان کار را بکنم آنها خواهند گفت آفرین و ما را تشویق خواهند کرد . این تشویق احساس خوبی را در ما بوجود خواهد آورد . دقیقا به اندازه آن حس خوبی که بعد از رسیدن به آن هدف در واقعیت برای ما رخ خواهد داد . مثلا اگر من بعد از خرید یک ماشین در واقعیت ۱۰۰ واحد احساس خوشی به خاطر تشویق دیگران کنم ، با تشویق دیگران قبل از خرید آن ماشین هم ۱۰۰ واحد احساس خوشی خواهم کرد، چون مغز من فرق بین واقعیت و تصویر ذهنی را نمی داند و فکر می کند به آن هدف رسیده است . همین یک کار کرد ذهن باعث خواهد شد که بیخیال تلاش کردن بشیم و قید هدفمان را بزنیم . در این حالت مغزمان می گوید : من که تشویقم را گرفتم و انگار به آن هدف رسیده ام ، چه اصراری است که من تلاش کنم و خودم را عذاب بدهم تا به چیزی که داشته ام برسم . و همین می شود که به قول قدیمی ها چشم می خوریم ، البته که چشم زخم نوعی خرافه است ! اگر ما هدفمان را به دیگران بگوییم در هر دوحالت ضرر کرده ایم و فرصت را از دست داده ایم.
دو دسته از اهداف را نباید به کسی گفت
دسته اول از اهدافی که نباید به دیگران بگویید، اهداف مهم و سرنوشت ساز شما هستند که بطور مستقیم در آینده شما تاثیر گذارند. ابتدا باید اهداف را اولویت سنجی کنید و انرژی خود را صرف اهداف کوچک و پیش پا افتاده نکنید. مثلا اگر قصد دارید آخر هفته به سینما بروید و یا کفش جدید بخرید، گفتن و نگفتن این هدف تاثیری در موفقیت ندارد زیرا جزء اهداف کم اهمیت است. در اینجا منظور ما از اهداف مهم و سرنوشت ساز مواردی است که با دستیابی و عدم دستیابی به آن، زندگی شما دستخوش تغییرات زیادی خواهد شد.
هنگامی که شما هدف بزرگی انتخاب می کنید و تصمیم به انجام آن می گیرید، احساسات و هیجان زیادی را تجربه می کنید و می خواهید تمام این احساس خوب را با دیگران به اشتراک بگذارید. اما خبر بد این است که دیر یا زود خواهید دید این حس به ضرر شما تمام می شود.
دسته دوم از اهدافی که هرگز به دیگران نباید بگویید، اهدافی هستند که ریسک بالایی دارند. هدف پر ریسک هدفی است که درصد تحقق آن نسبی است و تا زمان انجام آن نمیتوان تشخیص داد که به موفقیت می رسد یا خیر. از اینرو کارهایی که دارای ریسک انجام هستند را نزد خود نگه دارید و پس از اینکه از انجام آن مطمئن شدید به دیگران اعلام کنید.
دلیلی که نباید اهداف پر ریسک را به دیگران بگویید، تعهد و انتظاری است که در دیگران ایجاد می شود. فرض کنید تصمیم گرفته اید ورزش صبحگاهی را شروع کنید و وزن خود را کاهش دهید. پس از اینکه این نکته را در جمع دوستان مطرح می کنید و تصمیم خود را علنی می سازید، تعهدی شکل می گیرد که شما را ملزم به انجام آن می کند. اما اگر چند روز از تصمیم خود دست بکشید خواهید دید دیگران شما را مورد تمسخر قرار می دهند و یا از شما سئوال می کنند که چرا دیگر ورزش نمی کنید؟
آیا هیچ وقت نباید هدفمان را به کسی بگوییم ؟
گفتن مقصد به دیگران شرایطی دارد که آن را در پایین می بینید :
- فردی که به او هدفمان را می گوییم مثبت باشد و بتواند به ما انگیزه واقعی دهد ( نه انگیزه کاذب)
- یا اینکه آن فرد تجربه رسیدن به آن هدف را داشته باشد و راه و چاه را به ما نشان دهد .
- و فرد متخصص خوبی در آن زمینه از هدفمان باشد و به ما راهنمایی درستی بکند.
وقتی فردی را پیدا کردید که سه خصوصیت بالا را داشت هدفتان را به او بگویید و از او راهنمایی بگیرید چون آن فرد کمک خوبی برای رساندن شما به آن هدف خواهد کرد .ولی توجه داشته باشید که طوری هدفتان را به او بگویید که احساس لذت به شما دست ندهد.
اهداف خود را روی کاغذ بنویسید
زمانی که هدف خود را روی کاغذ می نویسید، فاصله نقطه اکنون و وضعیت ایده آل را بخوبی حس خواهید کرد و میدانید برای رسیدن به آن چه میزان انرژی و زمان لازم است. اما موقعی که در نزد دیگران بیان شود این فاصله بصورت مصنوعی کاهش میابد و احساس کاذب موفقیت حاصل می شود. تکنیک های مناسبی مانند نقشه ذهنی وجود دارد تا ابعاد مختلف هدف را بسنجید.
